صبح سرد و ابری یکی از روزهای دی ماه 98 بود. در اولین ساعات سپیده دم خبری اندوه بار پرسههای بامدادی من را میان دنیای مجازی متوقف نمود. پیام ،درگذشت فرزانهای از تبار نخبهگان این دیار کهن، دکتر محمد حسن خالصی در سرزمینی فراسوی آبهای نیلگون این کره خاکی بود و در تعاقب آن شوری اشک جاری شده از چشمهایم به همراه بهتی عمیق من را به یاد جملهای انداخـت که به خاطر ندارم آن را کجا خوانده بودم: « ما عزیزانمان را پس از سفر ابدی میان قاب عکس نظاره میکنیم و آنها درون کاسه سر ما به زیست ادامه میدهند».