بررسی حقوقی نقش اولیاء بیمار فوت شده یا مرگ مغزی در قانون پیوند اعضاء بدن انسان مصوب 1379

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه حقوق خصوصی، واحد امارات، دانشگاه آزاد اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد صفاشهر

2 استادیار گروه حقوق، دانشکده حقوق، دانشگاه شیراز

3 دانشیار گروه حقوق، دانشکده حقوق، دانشگاه شیراز

چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت علوم و تکنولوژی خصوصاً در علم پزشکی، همواره انتظار عمومی جامعه این بوده است که این علم بتواند در جهت درمان بیماری­هایی که تا کنون راه درمانی نداشته­اند، پیشنهاد علمی و عملی ارائه نماید. در این راستا علم پزشکی گاه پیشنهادی به جز پیوند عضو ندارد که این امر مستلزم وجود دهنده عضو دارای کلیه شرایط برداشت عضو و پیوند آن به گیرنده جامع الشرایط است. از آنجا که منابع تحصیل و برداشت عضو قابل پیوند از افراد در قید حیات محدود بوده و نیاز جامعه را پوشش نمی­دهـد، برداشت عضو از بیمـاران فوت شده و یا مرگ مغـزی، اهمیت بیشتـری پیدا می­کند. قانونگـذار ایران در سال 1379 طی ماده واحـده و 3 تبصره و متعاقباً در سال 1381 با تصویب آئین نامه اجرایی آن، علاوه بر صدور جـواز برداشت عضو، سعی در نظام­مند نمودن این موضوع داشته است.
مواد و روش‌ها: در این پژوهش از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است و روش و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانهای و اسنادی و استفاده از فیش­برداری بوده است. بدین نحو که مطالب مد نظر از کتب و مقالات فیش­برداری شده و با تطبیق موضوع و تحلیل آن به نتیجه رسیده­ایم.
یافته‌ها: قانون پیوند اعضاء بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است به بخشی از سوالات پیرامون امکان برداشت عضو از بیماران فوت شده یا مرگ مغزی پاسخ داده است، لکن دارای ابهامات زیادی است. از جمله ابهامات قانون، نقش اولیاء میت و مبنای حق ایشان در برداشت عضو از بدن متوفی است.
نتیجه‌گیـری: نتایج پژوهش نشان می­دهد که یکی از شرایط برداشت عضو در قانون پیوند اعضاء بیماران فوت شده یا مرگ مغزی مصوب 1379، موافقت اولیاء بیمار فوت شده در برداشت عضو است. در خصوص نقش اولیاء و مبنای حق ایشان اختلاف نظر فراوان است و بعضی مبنای این حق را قائم مقامی مالک «مورث» دانسته و بعضی دیگر سلطه اولیاء را مبنای حق دانسته­اند. به نظر می­رسد از آنجا که در آئین نامه اجرایی، اولیاء میت را همان وراث کبیر قانونی برشمرده و صرفاً اخذ موافقت وراث کبیر قانونی لازم دانسته شده و نه همه وراث و درمقام ضرورت و نجات جان انسان مسلمان دیگر، برداشت عضو بدون اخذ موافقت ورثه مجاز دانسته شده، مبنای حق ورثه، مالکیت یا سلطه چنانکه در قواعد ارث حاکم است نبوده و از جهت حفظ احترام بوده و گاه نقش اولیاء بیمار تشریفاتی است. در این مقاله از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است.

کلیدواژه‌ها