تأثیر الگوی خودمراقبتی مبتنی بر نگرش و شناخت برتوانمندسازی روانشناختی بیماران بستری بعد از انجام جراحی‌های پر خطر در بیمارستان‌های منتخب شهر شیراز (سه ماهه اول 1404)

نویسندگان

1 دکتری روانشناسی، دانشگاه فاطمیه شیراز

2 دکتری جامعه شناسی، دانشگاه فاطمیه شیراز

3 دکتری تخصصی فلسفه، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گچساران

4 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گچساران

چکیده
زمینه و هدف: بیماران پس از انجام جراحی‌های پرخطر، علاوه بر چالش‌های جسمانی، با مسائل روانشناختی متعددی نیز روبرو هستند. توانمندسازی روانشناختی به عنوان یک عامل کلیدی در بهبود نتایج درمانی و ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران شناخته می‌شود. خودمراقبتی، به ویژه الگویی که بر نگرش و شناخت فرد متمرکز است، می‌تواند به عنوان یک استراتژی مؤثر برای افزایش توانمندی بیماران عمل کند. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر الگوی خودمراقبتی مبتنی بر نگرش و شناخت بر توانمندسازی روانشناختی بیماران بستری پس از جراحی‌های پرخطر انجام شد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - همبستگی با رویکرد کمّی بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران (۲۶۴ نفر) بستری پس از جراحی‌های پرخطر در بیمارستان‌های منتخب شهر شیراز در سه ماهه اول سال ۱۴۰۴ بود. از این میان، ۱۵۳ نفر با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه استاندارد توان خودمراقبتی و پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر و میشرا (۱۹۹۷) بود. روایی محتوایی ابزارها توسط متخصصان تأیید و پایایی آنها به ترتیب با ضریب آلفای کرونباخ ۰/۸۴ و ۰/۹۴ محاسبه گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمره کل الگوی خودمراقبتی و نمره کل توانمندسازی روانشناختی بیماران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0 P ˂). همچنین، تمامی ابعاد خودمراقبتی با نمره کل توانمندسازی روانشناختی و ابعاد چهارگانه آن (معناداری، شایستگی، خودتعیینی و تأثیر) همبستگی مثبت و معناداری داشتند (05/0 P ˂). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز مؤید آن بود که متغیرهای الگوی خودمراقبتی به طور معناداری بخشی از واریانس متغیر توانمندسازی روانشناختی را تبیین می‌کنند و قابلیت پیش‌بینی آن را دارند.
نتیجه‌گیـری: بر اساس یافته‌های این مطالعه، الگوی خودمراقبتی مبتنی بر نگرش و شناخت به طور مؤثری با افزایش سطح توانمندسازی روانشناختی بیماران پس از جراحی‌های پرخطر مرتبط است. این امر بیانگر آن است که تقویت دانش، بهبود نگرش و تشویق به رفتارهای خودمراقبتی می‌تواند به بیماران کمک کند تا احساس شایستگی، کنترل و تأثیرگذاری بیشتری بر روند بهبودی خود داشته باشند. بنابراین، طراحی و اجرای مداخلات آموزشی مبتنی بر این الگو در پروتکل‌های مراقبتی پس از جراحی، به عنوان یک راهکار عملی برای ارتقاء سلامت روان و توانمندسازی بیماران توصیه می‌گردد.

کلیدواژه‌ها